| ای باب |
| ساعت ۱۱:٥٦ ب.ظ روز جمعه ۳ اسفند ،۱۳۸٦ |
|
من نمیدونم چرا وبلاگم اینقدر دیر بالا میاد . . . . حداقل واسه خودم |
|
| دوست دارم |
| ساعت ۱۱:٠۸ ب.ظ روز شنبه ٢٧ بهمن ،۱۳۸٦ |
|
سحرم سلام
ببخشید که مثل تو با وفا نبودم که بیام بلاگت و یه سری بهت بزنم<خجالت> دوستت دارم عزیزم |
|
| عشق و عقرب |
| ساعت ٦:۱٠ ب.ظ روز شنبه ۸ دی ،۱۳۸٦ |
|
روزی مردی عقربی را دید که درون آب دست و پا
می زند. او تصمیم گرفت عقرب را نجات دهد اما عقرب
او را نیش زد .مرد باز سعی کرد تا عقرب را از آب
بیرون آورد اما باز هم عقرب او را نیش زد . رهگذری
که او را می دید پرسید؟چرا عقربی را که نیش می زند
نجات می دهی؟
مرد پاسخ داد : طبیعت عقرب این است که نیش بزند ولی
طبیعت من این است که عشق بورزم !!!
|
|
| استاد هابيل |
| ساعت ٧:۱۳ ب.ظ روز سهشنبه ۱٥ آبان ،۱۳۸٦ |
|
اگر چه خاطره ذهني ايرانيان از استاد هابيل علي اف به سالهاي ابتداي دهه ۶۰ و آلبوم وي و راميزقلي اف باز مي گردد، اما حضور علي اف در سالهاي ابتدايي دهه ۷۰ در تالار انديشه و اجراي تاريخي اش با استاد شجريان و البته پيش از آن با تمبك همايون شجريان، آغازي شد بر حضور صحنه اي اين استاد نام آور كمانچه. علي اف در كمانچه نوازي همانقدر شهرت و اعتبار دارد، كه استاد علي اصغر بهاري، با اين تفاوت كه استاد بهاري بسيار دير كشف و قدرتش شناخته شد و استاد علي اف در موقع مقرر و به جايش. هابيل علي اف سال ۱۹۲۷ در آذربايجان متولد شد و موسيقي را نزد استاد آقدامنسكي آموخت. او از سال ۱۹۵۲ در مدرسه آصف زينالي نزد ديگر استادان بزرگ آن زمان به آموزش موسيقي پرداخت. هابيل علي اف اجراهاي فراواني با خوانندگان بزرگي همچون سيد شوشينسكي، خان شوشينسكي، زولنوآدي گوزه ل اف، مطلم مطلم اف، اسلام رضايف و عارف بابايف داشته و نيز در سال ۱۹۷۸ نشان درجه يك موسيقي در دوران اتحاد جماهير شوروي را دريافت كرده است. بسياري از كارشناسان موسيقي، او را يكي از بهترين نوازندگان كمانچه مي دانند و سالهاست كه هنرش درخور نگرش بزرگان موسيقي جهان و به ويژه مردم هنردوست آذربايجان و ايران است. هابيل علي اف در پاييز امسال در تهران به اجراي برنامه پرداخت و آنگونه كه خود مي گويد اين اجراي پاياني او بود زيرا او براي هميشه با كمانچه بدرود گفته است. در گفت و گوي كوتاهي كه با اين نوازنده كمانچه داشتم، تلاش كردم گزيده اي از انديشه هاي او را درباره موسيقي و هنر بدانم تا اين ديدگاهها بتواند راهنماي هنرجوياني باشد كه در آغاز اين راه هستند. در پايان نيز از آقاي وحيد اسداللهي براي ترجمه اين گفت وگو بسيار سپاسگزاريم. |
|
| ساعت ٦:۱۸ ب.ظ روز جمعه ۱۳ مهر ،۱۳۸٦ |
|
|
|||||||
|
| ساعت ۱:۱٢ ق.ظ روز دوشنبه ٢ مهر ،۱۳۸٦ |
|
معرفی شرکت معماری ARQUITECTUM ، در نظر دارد برای وب سایت خود معماران را در طراحی گرافیک نمای جدید شرکت دهد. پیدایش چنین ابتکاراتی از ایده های معماران نه تنها میتواند ــ بلکه بایستی ــ در ظهور خود در طراحی گرافیکی و تمام عرصه های آن و نه فقط در بعد پلان های دوبعدی به واسطه دانش تصویرسازی در زمینه های مختلف مرتبط با معماری جلوه گر شود . همچنین این ابتکار عمل به بخشی از اهداف جدید ARQUITECTUM که مرتبط با شرکت معماران در طراحی هنری ارائه ( پرزنتیشن) ، طراحی گرافیک ( پوستر و لوگو) ، طراحی کامپیوتری ( انیمیشن سازی) و حتی طرح های تولیدی همچون ساخت فیلم و سناریوی آن یا ... است ،شکل می دهد . موضوع : موضوع بسیار ساده است : ARQUITECTUM تصمیم دارد مسابقات خود را از طریق وب سایت اصلی به دو بخش آکادمیک و تخصصی تقسیم نماید .تفاوت بین این دو گروه را به صورت زیر می توان توضیح داد: ü مسابقات آکادمیک این مسابقات در نظر دارد باعث ارتقاء معماران در مهمترین بخش های مختلف موسسات آزاد و دولتی وابسته به دانشگاه ها ، حکومت ها و ... شود. لهذا معماران را دعوت می نماید تا به جهت توضیح در مورد کارها و تولیداتی که به پیشرفت ایده های معماری و نگرش خردگرایانه آنان کمک میکند ، در این مسابقات شرکت کنند. ü مسابقات تخصصی برگزاری این مسابقات برای تامین و ایجاد امکان برای معرفی آثار در بازار کاری و پیش بردن فعالیت های معمارانه در کلیه نقاط جهان می باشد. شرکت کنندگان در این دو گروه باید در قسمت " نمای جدید " شرکت نمایند. طراحی فضای پیشنهادی جدید به جای آدرس فعلی قرار خواهد گرفت. ARQUITECTUM در آدرس www.arquitectum.com قرار گرفته است . شرایط شرکت در مسابقه : به گزارش سایت معماران تمامی طراحان وب ، طراحان گرافیک یا هنرمندان دنیای دیجیتال در کلیه نقاط جهان به شرطی که یک معمار در حال تحصیل یا فارغ التحصیل شده در گروه کاریشان باشد، می توانند در این مسابقه شرکت نمایند. ( دانشجویان معماری یا فارغ التحصیلان آن می توانند بدون حضور یک طراح گرافیک یا وب در در مسابقه شرکت کنند). جایزه نفر اول : 1500.00دلار آمریکا ( پانزده هزار دلار آمریکا) تعرفه : 50 دلار آمریکا برنامه : شروع مسابقه : آگوست 2007 مهلت ثبت خلاصه : 31 اکتبر 2007 مهلت ارسال پیشنهادات : نوامبر 2007 اعلام نتایج : اول دسامبر 2007 نکته : جستارها باید توسط ایمیل به آدرس facade2008@arquitectum.com ارسال گردند. |
|
| بتن انعطافپذير |
| ساعت ۱٢:۳۱ ق.ظ روز دوشنبه ٢ مهر ،۱۳۸٦ |
|
|
| ساعت ۱٢:٢٥ ق.ظ روز دوشنبه ٢ مهر ،۱۳۸٦ |
![]() دکتر حسن اصانلو - در مورد برج میلاد باید بگویم که این نوع معماری دیگر خارج از زمان خود می باشد . هر بار که به این برج می نگرم به یاد کاشی ها مسجد امام در اصفهان می افتم ، که علی رغم اینکه اجرای این کاشی ها مربوط به سال گذشته می باشد ما آن را به عنوان دکوراسیون عصر صفوی به توریست های مختلف معرفی می کنیم . از زاویه پیدایش معماری نیز معماران همیشه در آرزوی ساخت معماری بوده اند که ریشه در زمین و سر در آسمان داشته باشد . برج میلاد از زبان دست اندرکاران از دکتر مهدی حجت به عنوان یکی از دست اندرکاران برج میلاد در مورد دیدگاهش نسبت به این برج پرسیدیم ولی ... دکتر مهدی حجت عضو هیئت علمی دانشکده معماری پردیس هنر های زیبای دانشگاه تهران است سه نکته پیرامون برج میلاد به عنوان يک معمار معماری آنرا متعلق به دهه ی ۶۰ می دانم يعنی همان زمانی که از اين برجها می ساختند و اين جنبه ی مثبت قضيه است چون در آينده خواهند پنداشت که اين برج در همان زمان ساخته شده است...
- برج میلاد - این ساختمان اگر با هدف یک آنتن مخابراتی طراحی شده است بایستی که عملکرد آن را دید، ولی ا آنجا که من از نظر تکنولوژی اطلاع دارم الان شبکه های مخابراتی دیگر نیازمند یک چنین ارتفاعی نیستند .ولی عملکرد سنتی اینگونه برج های مخابراتی در شهر های جهان عمدتاٌ به عنوان نشانه است و مکان یابی اینگونه برج ها بر اساس ویژگی های خاص شهر سازی وطراحی شهری بوده است متاسفانه یک چنین مطلعاتی اینجا انجام نشده است - برج میلاد در مقام نشانه شهری برای تعریف نشانه در سطح شهر بایست جایگاه آن در سازمان فضایی شهر دیده شود و آن محلی که برج میلاد به عنوان یک نشانه در آن قرار گرفته جایی نیست که با عناصر فضایی شهر انتظام بر قرار بکند ،نسبت به سازمان فضایی شهر که اندام های اصلی رابه هم متصل میکند پرت و رها است. به عنوان نشانه، اینچنین نشانه های شاخص کلان شهر بایستی که جایی مشخص را خوانا بکند که این عملکرد نیز در اینجا وجود ندارد. در واقع عملکردی ویژه که اینچنین خوانایی را در سطح شهر بطلبد در مکان استقرار این بنا وجود ندارد ولی این بنا تلویحا خواص دیگری را پیدا کرده است ؛از نظر سازمان بصری شهر به صورت کاملا اتفاقی در منطقه ای قرار گرفته است که بزرگراه های جدید شهر قرار گرفته است و ازاین بابت به جهت یابی شهروندان در این بزرگراه ها کمک میکند و مثبت است. ولی اگر هم بنا بود که برج میلاد با چنین عملکردی ساخته شود باز هم روی فرم آن تاثیر ویژه ای داشت؛ یعنی که فرم بنا در چنین عملکردی بایستی جهت مشخصی را خوانا کند ،که در وضعیت کنونی از این جهت نیز طراحی آن ناقص است . - معماری بنا معماری این برج نکته خاصی برای ارزیابی ندارد. جایگاه برج میلاد صرفا به لحاظ شهر سازی و طراحی شهری مطرح است که متاسفانه هیچ مطالعاتی هم در مورد مکان یابی آن انجام نشده است در واقع انظباط برج میلاد با سازمان فضایی شهر بی ربط و بی حاصل است.
- اثرگذاری مثبت بر خط آسمان شهر به هر حال این بنا در خط آسمان شهر در شب و روز اثر خود را گذاشته است و نمادی شده است و نمودی پیدا کرده است و این نکته مثبتی است ولی اینکه از نظر خوانایی و ادراک شهروندان بتواند معنا دار باشد کاملا بی ربط و بی ارتباط مکان یابی شده است .
- نقش هویتی برای شهر برج میلاد نقش هویتی را دارا است و میتواند جایگاهی مانند برج آزادی برای شهر پیدا کند ولی در واقع این یکی از عوامل تعیین کننده است تعیین جایگاه و محل قرار گیری یک چنین بنایی در انتخاب شرکت مخابرات نیست و حتی شهرداری نیز اگر بنا دارد چنین تصمیمی بگیرد بایستی که به عنوان یک پروژه دیدگاه مسوءلین این کار را پیدا کند و به عنوان یک پروژه مکان یابی آن و استقرار آن در سطح شهر پذیرفته شود . هر بار كه برجي رفيع از زمين شهر بزرگ و متكي بر سرزميني غني و برخوردار از تاريخ عظيم و مملو از انديشه هاي ناب و كائناتي بر مي خيزد ...، دست كم ما معماران ، خواستار چگونه زاده شدن اش هستيم . از ديدگاه اينجانب ، برج ميلاد عنصر معمارانه بسيار پرقدري كه مي خواهد نشانه اي از يگانه بودن زمين و آسمان باشد و ژرفاي زمين را نيز بخشي ازآسمان مي داند (چنان كه هزاران سال تاريخ انديشه ايرانيان مي نماياند ) نمي تواند چگونه زاده شدن خود از زمين را از انظار پنهان كند . براي اين كه بتوانيم از ديدگاه معماري به برج ميلاد بنگريم – و اين نكته اي است كه همكاران معمار به بنده امر كرده اند تا سخني در باب اش بگويم – نخست بايد به اصل موضوع برج ميلاد بنگريم . ارائه نظر در باب برج بزرگ شهرتهران نمي تواند نخست در چهارچوبي گسترده تر قرار گيرد ؛ نمي توانيم به ياد نياوريم كه زمين شناسان و اقليم شناسان و جغرافي دانان و معماران و مهندسان ساختمان از يك سو و كساني كه تصور مي كنند مديريت به معناي تصميم گيري براي شهري عظيم مانند تهران امري است تخصصي ... ، از سوي ديگر برج را به دنيا آورده اند . از ديدگاه اينجانب برج بزرگ و رفيع تهران ، داراي شخصيتي چندان استثنايي است كه نمي تواند بر پايه ضابطه هاي كاربردي و اقتصادي روزمرّه موضوع بررسي و ارزيابي قرار گيرد . برج ميلاد را همانند برج ايفل پاريس و برج بزرگ توكيو و ناگويا و بارسلون ، به عنوان اثري بايد ديد كه تعلق اش به زمان ساخته شدن اش نمي تواند تعيين كننده ارزش نمادين آن دانسته شود . در زمينه همين نگاه كلي است كه فكر مي كنيم بايد – با آرامشي كه طعم تاريخ دارد و خواهان پرهيز و گريز از شتاب است – به اين برج بنگريم و به ياد بياوريم كه تمام كاربردهاي موعود آن ، هرگز هميشه ثابت نمي مانند . به اين معنا كه ارزش گذاري بنايي برج ميلاد ، بايد استوار بر بينشي تاريخي باشد و نه بر نگرشي كاربردي و نه حتي صرفاً فني – تخصصي . اين نكته را بايد به خاطر بياوريم كه بناي برج ها و منارهاي كهن كشورمان كه نمايانگر هستي پوياي انسان بر روي خاك خداوند بوده اند ، هيچگاه بر مبناي محاسبه هاي سود و زيان روزمره ساخته نمي شدند و به دليل اهميت كاربري هاي موقتي اي كه به عهده مي گرفتند ارزيابي نمي شدند – و نمي شوند . از اين مقدمه كه زيادي طولاني شد بگذريم ، نگاه معمارانه به برج آغاز مي شود. در اين زمينه – از ديدگاه اينجانب – چند نكته قابل طرح اند و مي توانند بهانه ها يا ابزارهايي را براي گفت و شنود به دست دهند . اول – اين كه برج ، به دليل تعلق به گستره بسيار وسيع شهر تهران ، در فاصله كم يا بيش مياني شهر قرار مي گيرد – تا جايي كه مي شده ، از كوه فاصله مي گيرد و خود را زياده به دشت نزديك نمي كند . از اين روي ، بيش ترين ميزان آزادي را به طراح معمار مي دهد كه خود را از قيدهاي جغرافيايي وابسته به منظر برهاند : طرح گرد يا استوار شدن بر دايره ، در ساختمان سر برج راهنماي ساختمان مي شود . و تا اين جا با تمامي برج هاي بزرگ و كلاسيك جهان مشابه مي شود . بخش ساختماني بالاي برج ، به ويژه به كمك ابزار بندي يا بهتر نقش بندي هاي هندسي اي كه برايش ترسيم كرده اند ، خود را از پايه برج كاملاً جدا مي كند . و اين جا ، هر بيننده اي دوست دارد كه معناي معمارانه – و نه كاربردي و منطقي و خشك – اين اتصال را بداند و بپسندد . از ديدگاه اينجانب ، نسبت حجمي مطلوب و هماهنگي شكلي اي كه بتواند سخن از آرامشي داشته باشد كه در بناهاي بلند و نمادين شاخص اصلي دانسته مي شود ، در طرح ما ديده نمي شود . اين آرامش ، معمولاً ، از يگانگي هاي شكلي يا از وحدت شكل بر مي خيزد . دوم – به بينش هايي متفاوت مي توانيم به برج هايي نظير ميلاد تهران بنگريم : سر برج مي تواند به خاطر نقشي كه در دل خود دارد ( و مكاني مقارن با آرامش براي شهروندان دانسته مي شود ) از بدنه برج متمايز شود (مانند ميلاد) . راهي متمايز آن است كه سر برج در ادامه پيكره اي كه از زمين برمي خيزد ديده و طراحي شود . در اين صورت ، برش هاي اعمال شده روي پايه برج – كه چشم را آزار مي دهند زيرا وجه عمودي خطوط را با گريزهايي حساب نشده همراه مي كنند . و يك باره دگر شدن طرح پايه بايد بتواند حاصلي زيبا روي و چشم نواز بدهد كه اين ديده نمي شود . پيوند شكلي ميان سر و بدنه برج ديده نمي شود و – به جاي آن – تركيبي كه به دست آمده سخن از عدم سنجش ترسيم دارد : چگونه حجم هاي دوگانه ، در نقطه اتصال به يك ديگر ، از ظرافت هايي كه از بينش هنري بر مي خيزند تهي مي شود ؟ به اين پرسش نمي توان با خطوط و سطوحي كه از معماري هاي ايراني يك هزار سالة اخير گرفته شده اند كمك گرفت و نياز به دقت نظر و ابداع را با ساده نگري اي در حد بازاري گري پاسخ گفت . سوم – هر بار كه برجي رفيع از زمين شهر بزرگ و متكي بر سرزميني غني و برخوردار از تاريخ عظيم و مملو از انديشه هاي ناب و كائناتي بر مي خيزد ...، دست كم ما معماران ، خواستار چگونه زاده شدن اش هستيم . از ديدگاه اينجانب ، برج ميلاد عنصر معمارانه بسيار پرقدري كه مي خواهد نشانه اي از يگانه بودن زمين و آسمان باشد و ژرفاي زمين را نيز بخشي ازآسمان مي داند (چنان كه هزاران سال تاريخ انديشه ايرانيان مي نماياند ) نمي تواند چگونه زاده شدن خود از زمين را از انظار پنهان كند . از اين روي ، طرح برج به دور از ظرافت هاي انديشه يي و نظري است مگر آن كه طراحان آن ، همان گونه كه سر برج را براي كاربري هاي انتفاعي خواسته اند و به آن شكلي ساده پسند داده اند عنوان كنند كه حجم زيرين برج بايد به كارهاي روزمره مي آمده و مقدور نبوده است كه سه بخش زيرين و مياني و بالايي برج ، طرحي در معنا و در ذات يگانه اي به دست دهند . |
|
| نيکول کيدمن |
| ساعت ۱٢:٠٩ ق.ظ روز دوشنبه ٢ مهر ،۱۳۸٦ |
|
· · · پیام تبریک کیدمن به کتی هلمز · کیدمن در پیام تبریک خود گفت :" امیدوارم حال بچه و مادرش خوب باشد."کیدمن و کروز در سال 1990 با هم ازدواج کردند و در سال 2001 از هم طلاق گرفتند. |
|
| برگزیده ای از شیواترین سخنان مردان بزرگ |
| ساعت ۱٢:٠٦ ق.ظ روز دوشنبه ٢ مهر ،۱۳۸٦ |
|
از مولیر : 1 ـ شوهر دارویی است که تمام دردهای دختران را علاج می کند . 2 ـ چقدر عاقلند کسانی که در عشق احمقند . 3 ـ بزرگترین جاه طلبی خانم ها این است که می خواهند پیوسته منبع الهام عشق باشند . 4 ـ عشق ، چراغ راه زندگی است . از اسمایلز : 1 ـ زن برای آن آفریده نشده که وجودی عاطل و باطل باشد و فقط به درد زینت و تفریح مرد بخورد . 2 ـ اخلاق سرمایه است ، اخلاق بهترین و عالی ترین دارایی ما است . از شکسپیر : 1 ـ تبسم اگر مخلوط با عشق نباشد گناه است . 2 ـ به شخصی که به هیچ کس اعتماد ندارد اطمینان نداشته باشید . 3 ـ هنگامی که فقر از در وارد شود عشق از پنجره فرار خواهد کرد . 4 ـ تشویش ها ، رؤیا ها ، آه ها ، آرزو ها و اشک ها از ملازمان جدایی ناپذیر عشق اند . از گوته : 1 ـ عشق افسر زندگی و سعادت جاودانی است . 2 ـ زن شریک زندگانی و یار ساعات درماندگی است . از اسکار وایلد : 1 ـ آدم باید همیشه عاشق باشد ؛ این است که مرد نباید ازدواج کند . 2 ـ از عجائب روزگار این است که زن در عین وجاهت ، وفادار هم باشد . 3 ـ تجربه نامی است که همه ی افراد روی اشتباهات خود می گذارند . 4 ـ وقتی که زن مجدداً ازدواج می کند علتش آن است که وی از شوهر اول نفرت داشته است ولی وقتی که مرد مجدداً ازدواج می کند علتش آن است که وی زن اولی را به حد پرستش دوست می داشته است ، زن ها اقبال خود را می آزمایند و مرد ها بخت خود را به خطر میاندازند . از الکساندر دوما : 1 ـ بدترین غم ها شک و تردید است . 2 ـ وقتی که زنان دوستمان می دارند ما را از هر لحاظ به دیده عفو می نگرند حتی جنایاتمان را ولی وقتی که دوستمان نمی دارند ارزشی حتی به فضائلمان قائل نمی شوند . از آناتول فرانس : 1 ـ تا موقعی که زن دروغ بیهوده نگوید راستگو شمرده می شود . 2 ـ اگر مرا مجبور کنند زیبایی و یا حقیقت را انتخاب کنم من بی درنگ زیبایی را انتخاب خواهم کرد زیرا اطمینان دارم که در زیبایی حقیقتی نهفته است که بالا تر از خود حقیقت است قدمی فراتر گذارده می گویم هیچ چیز در دنیا حقیقت ندارد مگر زیبایی . 3 ـ خنده بهترین روح جنگ با زندگی است . از افلاطون : 1 ـ بی عشق زندگی محال است . 2 ـ عشق بلائی است که همه خواستارش هستند . 3 ـ از نزدیکی به کسی که قادر به حفظ اسرار و رموز زندگی خود نیست پرهیز نما . از امرسون : 1 ـ عاشق محبوبش را مظهر تمام چیز های برگزیده و نیکو می بیند و کم کم دایره ی عشق او از پرستش زیبایی در یک وجود تجاوز کرده به پرستیدن همه مظاهر طبیعت آغاز می نماید . 2 ـ دوست کسی است که من با او می توانم صمیمی باشم و جلوی او با صدای بلند فکر کنم . 3 ـ در قلب خود بنویسید که هر روز بهترین روز سال است . از بالزاک : 1 ـ خانه بی زن عفیف قبرستان است . 2 ـ زن مطلوب و دوست داشتنی زنی است که همه او را می بینند به همین علت است که هنرپیشگان این همه محبوبیت دارند . 3 ـ عشق ورزیدن شغل بزرگی است . افرادی که می خواهند به خوبی از عهده ی این کار برآیند باید کاری جز این نکنند . از برناردشاو : 1 ـ نخستین عشق توأم با کمی حماقت و مقداری زیاد کنجکاوی است . 2 ـ اگر زنی در چهل سالگی هنوز جوان است بدان علت است که شوهرش او را دوست دارد . 3 ـ عشق وقتی به سر وقت پیران برود آن ها را جوان می کند . 4 ـ قلب زن یگانه جایی است که خیر و شر با هم در آن جمعند . از لامارتین : 1 ـ وجدان صدای خداوندی است . 2 ـ خداوند شایستگی زن را در قلب او قرار داده است . از تاگور : خشم زن مانند برق الماس می درخشد ولی نمی سوزاند |
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
|
|
| لینکستان |
| پیامک بلاگ |
|
|









